مصاحبه ها

٠٢ خرداد ١٣٩٦

سخنرانی طیب نیا وزیر امور اقتصادی و دارایی در گردهمایی مدیران سازمان امور مالیاتی کشور

سخنرانی طیب نیا وزیر امور اقتصادی و دارایی در گردهمایی مدیران سازمان امور مالیاتی کشور

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین

حماسه پرشکوه حضور مردم در عرصه انتخابات و رأی مجدد به دولت و جناب آقای دکتر روحانی را به همه شما همکاران خوبم تبریک عرض می‌کنم. ملت ما شرایط بسیار سختی را طی سال های اخیر پشت سر گذاشت و به دلیل مشکلات ساختاری و سیاست‌های اقتصادی نادرست و نهایتاً به دلیل تحریم‌های ظالمانه‌ای که بر ما تحمیل شد، شرایط بسیار سختی در زندگی و معیشت مردم ایجاد شد؛ با این وجود مردم در انتخابات حضور کاملاً بینظیری را به عرصه نمایش گذاشتند. این میزان از مشارکت مردم در دنیا بسیار نادر است و حتی در کشورهای پیشرفته‌ای که سابقه ده‌ها سال دموکراسی و مردم‌سالاری را دارند و علی‌رغم اینکه مجازات‌های سنگینی برای شرکت نکردن در انتخابات دارند و مردم را از حقوق شهروندی محروم و جریمه‌های نقدی دریافت می‌کنند، ولی با این وجود میزان مشارکت چه بسا از نصف ایران هم کمتر است. این حضور، یک سرمایه ارزشمند برای دولت است که بتواند به مردم خدمت کند و از یک موضع قوی و با حمایت از مردم در عرصه بین‌المللی بتواند از حقوق شهروندان ایرانی حمایت و حراست کند. یک مسئولیت بسیار سنگینی بر دوش همه ما گذاشته شد. این اعتماد مردم و امید مردم به آینده و اینکه بتوانیم برای جوانان این مملکت شغل سالم و مولدی را ایجاد کنیم و زمینه عزت و کرامت مردم را فراهم کنیم، همه ما را در شرایط سختی قرار داده است و بار سنگینی از مسئولیت بر دوش همه ما قرار گرفته است. من امیدوارم همه ما به نوبه خود بتوانیم در این شرایط حساس، وظیفه تاریخی خود را به نحو مناسب انجام دهیم.

فردا روز خرمشهر است و پس فردا روز دزفول؛ دو شهری که نماد مقاومت، ایثارگری، شهادت و نهایتاً پیروزی هستند. تجربه جنگ تحمیلی به ما نشان داد که با ایثار و روحیه جهادی و با تلاش و کوشش می‌توان سخت‌ترین مشکلات و جنگ‌ها را با پیروزی به پایان رساند.

در شرایطی که ارتش منظم ایران دچار مشکل و نابه‌سامانی شده بود؛ در سال‌های بعد از انقلاب، نقاط ضعف ما را شناسایی و فکر کردند زمان مناسبی برای حمله به ایران و در هم شکستن انقلاب نوپای ایران است. اما مردم ما همه در صحنه حاضر شدند؛ جوانان، پیران، مردان و زنان، همه با هم، هماهنگ، همصدا، منسجم و تحت رهبری حضرت امام خمینی (ره) توانستند از این جنگ نابرابر پیروز بیرون بیایند. جنگی که همه می‌دانند جهان و قدرت‌های برتر پشت سر عراق جمع شده بودند و در برابر ایرانی که از کمترین امکانات هم برخوردار نبود، بودند.

این بار جنگ گسترده‌تری بر ما تحمیل شد؛ وقتی نتوانستند در عرصه جنگ تحمیلی و نبرد نظامی، خواسته‌های خود را به ما تحمیل کنند، متوسل به یکی از گسترده‌ترین، منسجم‌ترین و کارآمدترین تحریم‌ها شدند. تحریم‌های اقتصادی متمرکز بر نقاط ضعف ما شده بود. نقطه ضعف ما را شناسایی کردند و مانند سال‌های بعد از انقلاب که نقطه ضعف ما را در نابه‌سامانی و اختلال در ارتش جست‌وجو می‌کردند، این بار نقاط ضعف ما را در حوزه اقتصاد شناسایی کردند. تحریم‌ها بر ما تحمیل شد؛ با این هدف که مشکلات اقتصادی، بیکاری، کسادی و تورم در جامعه ما به صورت گسترده غالب شود و مردم ما را به سطوح دربیاورد و در داخل کشور ما بتواند تفرقه و جنگ داخلی حاکم کند.

اگرچه تحریم‌ها مشکلات زیادی برای ما ایجاد کرد و معیشت مردم ما را تحت‌تأثیر قرار داد، اما محاسنی هم برای ما داشت؛ یکی از مهم‌ترین این محاسن این بود که ما متوجه نقاط ضعف خود در حوزه اقتصاد شدیم. تحریم‌ها متمرکز بر نقاط ضعف ما شده بود، اقتصادی که وابسته به نفت است، اقتصادی که عمده منابع آن از طریق نفت تأمین می‌شود، اقتصادی که مالیات نمی‌تواند درآمد کافی برای تأمین هزینه‌های دولت را فراهم کند و این وابستگی به نفت، مجرای مؤثری است برای انتقال تکانه‌های خارجی به اقتصاد داخلی. ما این نقطه ضعف را شناسایی و سعی کردیم در این چند سال، برنامه مناسبی برای مقابله با آن داشته باشیم. مهم‌ترین جلوه و نمود وابستگی اقتصاد ایران به نفت، در بودجه دولت و سهم بسیار بالای نفت و سهم محدود درآمدهای مالیاتی در تأمین نیازهای مالی دولت است. کشوری که می‌توانسته از یک درآمد سهل‌الوصول نفتی برخوردار شود، به خود زحمت استقرار و ایجاد یک نظام مالیاتی کارآمد و مؤثر را نداده است و این وابستگی به نفت، مشکلات عدیده‌ای را برای اقتصاد ایران به همراه داشت که من در یک کلام، می‌توان بگویم عامل غالب و مسلط در همه نوسانات اقتصاد کلان ایران در پنجاه سال گذشته یعنی تورم و رکود، ناشی از همین آسیب‌پذیری و وابستگی اقتصاد ایران به درآمدهای نفتی بود.

به همین دلیل ما بایستی بودجه را از این وضعیت خارج می‌کردیم و باید خارج بکنیم و بودجه‌ای متعادل و متوازن داشته باشیم، که عمده منابع آن از طریق مالیات تأمین شود. البته همیشه گفته‌ام ما مالیات خوب هم نداریم. مالیات‌های ما آثار سوء در اقتصاد دارند. یک تفاهم عمومی در اقتصاد وجود دارد که نفس مالیات عموماً آثار سوء اقتصادی دارد و اقتصاد را از وضعیت کارآمد دور می‌کند؛ به جز موارد محدود مالیات که می‌توانند کارایی را ارتقا دهند و عمدتاً نیز مالیات‌های سبز هستند، عمده مالیات‌های ما دارای آثار سوء هستند. اما به هر حال، دولت هزینه‌هایی دارد که باید این هزینه‌ها را انجام دهد. تأمین امنیت بر عهده دولت است، استقرار یک نظام دادگستری مناسب وظیفه دولت است، استقرار یک نظام قانونگذاری و سیاستگذاری خوب وظیفه دولت است، تأمین آموزش و بهداشت عمومی وظیفه دولت است؛ جز دولت کسی این وظایف را در هیچ اقتصاد و جامعه‌ای عهده‌دار نمی‌شود و حداقل این است که در حد مناسب ارائه نمی‌کند. بنابراین دولت باید این خدمات را به مردم ارائه دهد و این کالاها را تولید کند و در این هیچ تردیدی وجود ندارد که نیاز به منابع مالی دارد. کم‌آسیب‌ترین شیوه تأمین مالی دولت مالیات است. نمی‌گویم بهترین، بلکه کم‌آسیب‌ترین. بله، اگر در جامعه‌ای بشود اصلاً مالیات نگرفت و خدمت نیز ارائه کرد و مجبور هم نباشیم به سایر شیوه‌ها متوسل شویم، خیلی خوب است؛ یک وردی بخوانیم و خدمات ارائه شود، اما بالاخره باید تأمین مالی شود.

اگر سراغ نفت برویم، آثار سوء آن روشن است. اکنون مجال این نیست که وارد بحث شویم. رشد اقتصادی پایین، نوسانات شدید رشد اقتصادی، سهم بسیار کم ارتقای بهره‌وری، همگی به دلیل سهم بالای نفت است. باید سراغ استقراض از بانک مرکزی یعنی چاپ پول، یعنی تورم، یعنی بی ثباتی، یعنی عدم قطعیت، یعنی یک مالیات کور برویم. تورم یک مالیات است؛ وقتی یک تورم ٢٠ درصدی داریم، بدین معناست که ٢٠ درصد قدرت خرید مردم کم می‌شود. وقتی شما از مردم مالیات می‌گیرید و درآمد را از مردم به دولت منتقل می‌کنید، قدرت خرید مردم را کم می‌کنید. وقتی تورم هم به جامعه تحمیل می‌کنید، همین است، قدرت خرید مردم را کاهش می‌دهد. با این تفاوت که در مالیات، به خصوص اگر یک سیستم کارآمد داشته باشیم، می‌دانیم از چه کسی می‌گیریم و چقدر؟ می‌توانیم سراغ درآمدهای بالاتر برویم و حتی در یک سیستم مالیات تناسبی هم آنهایی که درآمد بیشتر دارند، مالیات بیشتری پرداخت کرده و از خدمات جامعه بیشتر استفاده می‌کنند، فایده بیشتر می‌برند و مالیات بیشتری هم پرداخت می‌کنند و این یعنی عدالت. اما تورم به همه اصابت می‌کند و نمی‌دانیم نسبت آن چقدر است. تازه به برخی هم اصابت نمی‌کند. برخی حتی از تورم نفع می‌برند و برخی هم متضرر می‌شوند. طبقات پایین جامعه قطعاً بیشتر ضرر می‌کنند. اصابت نهایی مالیات تورمی بیشتر روی طبقات کم درآمد جامعه است، بنابراین نابرابری را افزایش می‌دهد. عدم قطعیتی را هم که ایجاد می‌کند امکان سرمایه‌گذاری در جامعه را کاهش می‌دهد. این یک شیوه کاملاً نامناسب است.

تنها راهی که باقی می‌ماند این است که سراغ مالیات برویم. البته باید در دو جبهه کار شود؛ یکی در جبهه مدیریت هزینه‌های دولت است، به عبارتی هزینه‌های دولت باید مدیریت شود. نمی‌شود هزینه‌های دولت سال به سال با نرخ‌های بالا افزایش پیدا کند و بعد انتظار داشته باشیم از طریق مالیات بتوانیم تأمین مالی کنیم. در یک اقتصاد سالم و کارآمد، دولت باید خود را محدود به خدمات و تولیدات کند که شایسته دولت و درشأن آن است. آنجایی که حوزه بخش خصوصی است، دخالت دولت معنا ندارد و تصدی‌گری‌های دولت باید واگذار شود و دولت خود را محدود به تولید و عرضه کالاهای عمومی کند، آن هم با یک شیوه کاملاً کارآمد. یک دولت چابک و کوچک که روی ارائه خدماتی متمرکز شود که وظیفه ذاتی دولت است. متأسفانه ما در ایران، روال عکس این را در گذشته داشتیم. یعنی دولت در حوزه‌هایی دخالت کرده است که در شأن او نیست.شما شرکت‌ها و بنگاه‌‌های دولتی را برشمارید، متوجه می‌شوید عمده اقتصاد کشوردر حوزه‌ بنگاه داری در گذشته در اختیار دولت است و هنوز هم حضور دولت حضور پررنگی است. اما آنجا که ذاتی دولت است، نقش دولت مرتب کمرنگ‌تر شده است. این تأمین امنیت، سیستم دادگستری، تأمین آموزش، بهداشت و مواردی از این دست، سهمش ازG D P” “یک روند نزولی داشته است. به عبارتی، دولت کوچک شده است، اما در حوزه‌هایی دخالت کرده است که نباید دخالت کند. ما باید دولت را سر جای خود بنشانیم. آنجاهایی که شأن دولت نیست، رها و به مردم واگذار کند و البته وقتی می‌گوییم بخش خصوصی، منظورمان قطعاً بخش خصوصی واقعی است، منظورمان نهادهای عمومی نیستند. نهادهای عمومی همان ضعف‌های دولت را دارند، به علاوه اینکه از حوزه نظارت نهادهای نظارتی خارج است. باید تولید کالاهای خصوصی را به بخش خصوصی واگذار کرد و دولت هم روی کالاهای عمومی متمرکز شود. همچنین دولت باید جلوی رشد بی‌رویه هزینه‌ها را هم بگیرد. اگر ما نتوانیم در حوزه و عرصه هزینه‌های دولت، یک مدیریت کارآمد اعمال کنیم، هر قدر بدویم تا مالیات بیشتری بگیریم، ممکن است او با سرعت بیشتری بدود و بنابراین هیچ موقع به تعادل در بودجه نمی‌رسیم. پس یک حوزه، حوزه مدیریت هزینه‌ها است که این وظیفه و مأموریت عمدتاً بر دوش سازمان برنامه و بودجه است.

جبهه دوم درآمدهای مالیاتی است، ما باید به سمتی برویم که نیازهای مالی دولت را در بودجه از محل مالیات تأمین کنیم. این به نظر من مهم‌ترین برنامه و پروژه در مجموعه برنامه‌های اقتصاد مقاومتی است. من شخصاً تردید ندارم در بین تمام پروژه‌های سخت‌افزاری و نرم‌افزاری کشور، اصلاح نظام مالیاتی از همه مهم‌تر است و با هیچ پروژه دیگری قابل مقایسه نیست. هیچ پروژه دیگری را نمی‌توانید با مالیات مقایسه کنید. اگر ما نتوانیم بودجه دولت را از طریق مالیات تأمین کنیم، رشد اقتصادی مستمر و پایدار نیز امکان‌پذیر نخواهد بود.

در حال حاضر، آسیب‌پذیری‌های ما علاج نمی‌شود. هر زمان می‌شود از طریق اثرگذاری روی قیمت نفت یا میزان صادرات نفت، تمام اقتصاد ایران را به هم ریخت. می‌توان تورم را ترمیم کرد، می‌توان نوسانات و تکانه‌های شدید قیمت ارز را در اقتصاد ایران حاکم کرد, تردید نکنید. پس حتماً باید سیستم مالیاتی را اصلاح کرد و این از همه پروژه‌ها مهم‌تر است.

در سیاست‌های کلی نظام وسیاست‌های اقتصاد مقاومتی و همچنین در برنامه‌های توسعه، از جمله برنامه ششم هدفگذاری شده است که باید سهم مالیات از جی‌دی‌پی افزایش پیدا کند و این مهم‌ترین پروژه در کل کشور است. یعنی اگر قائل به این شویم که در جنگ هستیم و یک جنگ اقتصادی بر ما تحمیل شده است، که این بیان صریح مقام معظم رهبری بود، مهم‌ترین جبهه آن جبهه مالیات است. اگر آن را به دوران جنگ تحمیلی تشبیه کنیم، سخت‌ترین جبهه شاید عملیات رمضان بود که به خیلی‌ها سخت گذشت. به هر حال این مهم‌ترین جبهه و عرصه است و ما باید سعی کنیم در این عرصه، سهم مالیات را از هزینه‌های دولت بالا ببریم.

جبهه دیگر، جبهه صادرات است که باعث می‌شود وابستگی ما به نفت کاهش پیدا کند. جبهه مالیات به نظرم جبهه مهم‌تر و اثرگذارتری است. تلاش‌های ارزشمندی در سال‌های اخیر صورت گرفته است و به خصوص سال ٩٥، سازمان مالیاتی به نظر من سازمان موفقی بود. یعنی توانست تلاش‌های مؤثری در وصول درآمدها انجام دهد. اواخر سال گذشته، ما شرایط سختی داشتیم؛ از ماه‌های ابتدایی سال، مشکلات بودجه‌ای ما شروع شده بود، یعنی آن اتفاقی که معمولاً در اسفند ماه رخ می‌دهد و شما از قدیم در جریان آن بودید و سوابق آن را می‌دانید، ما پارسال آن را از فروردین داشتیم، یعنی از فروردین ماه برای پرداخت حقوق مشکل داشتیم و این امر مدام به ماه‌های بعدی انتقال پیدا کرد. پیش‌بینی این بود که قطعاً آخر سال برای تأمین هزینه‌های ضروری و اجتناب‌ناپذیر کشور، حدود ٢٠ هزار میلیارد تومان کسری داریم. در همین ارتباط، جلسات عدیده‌ای برگزار می‌کردیم و در آن آقای اکرمی و سازمان برنامه هزینه‌ها را لیست می‌کردند، تا بررسی کنیم کدام هزینه‌ها را می‌شود نداد. آن هزینه‌‌ای که دیگر قطعی و الزامی بود و مو لای درز آن نمی‌رفت، را می‌پرداختیم. از این طرف هم، درآمدها را محاسبه کرده و دیدیم ٢٠ هزار میلیارد تومان کسری داشته‌ایم. هر راهی هم برای تأمین آن رفتیم به بن‌بست رسیدیم. آقای تقوی نژاد خوب می‌دانند. به عنوان مثال، صندوق توسعه ملی طبق قانون باید به ما مالیات می‌داد، ما به مجلس لایحه داده بودیم که معافیت مالیاتی آنها عطف ماسبق شود، مجلس هم تأیید کرده بود، اما شورای نگهبان آن رد کرد. بنابراین ایشان مجبور شده بود مالیات بگیرد، یعنی ١٤، ١٥ هزار میلیارد تومان مالیات باید از صندوق توسعه می‌گرفتیم که اگر می‌گرفتیم یک بخش عمده‌ای از این مشکل را حل می‌کردیم. اما دستور صریح مقام معظم رهبری بود که از صندوق توسعه به دنبال اخذ مالیات نباشیم. راه‌های دیگری هم رفتیم که همه آنها به بن‌بست خورد. یک زمانی همه با هم هم‌نظر شدند که باید این را تأمین کنند. دنبال استقراض از بانک مرکزی و استقراض از مردم هم نباشیم و در بازار سرمایه هم نرویم. واقعاً همکاری خوبی بین مجموعه‌های وزارت اقتصاد، سازمان برنامه، بانک مرکزی و وزارت نفت شکل گرفت و نه تنها آن ٢٠ هزار میلیارد تومان تأمین شد، بلکه ١٠، ١٥ هزار میلیارد تومان هم فراتر از آن رفتیم و خیلی از هزینه‌ها تأمین شد که شاید از قبل باور هم نمی‌کردیم. یعنی غیر از هزینه‌های ضروری توانستیم بدهی‌های دولت به آموزش و پرورش و موارد دیگر را هم پرداخت کنیم.
سازمان امور مالیاتی در این میان نقش بسیار مؤثری داشت. به هر حال، یک تحقق ٩٧ درصدی مالیات داشتیم، در حالی که در بهترین‌ پیش‌بینی‌های خود صحبت از ٩٠، ٩١ و ٩٢ درصد بود و از این نظر عملکرد بسیار خوبی بود. همچنین گمرک توانست به ١٨ هزار میلیارد تومان برسد، این در حالی است که سال اول دولت، یعنی سال ٩٢، گمرک ٧٧٠٠ میلیارد تومان وصولی داشت. سایر دستگاه‌ها نیز انصافاً کمک کردند و کار ارزشمندی در سازمان مالیاتی در وصول درآمد صورت گرفت و ارزش این وقتی مشخص می‌شود که یک رضایت عمومی نیز از سازمان امور مالیاتی حاصل شد. به دلیل اصلاحات مختلفی که در سازمان انجام شد، شاهد رضایت عموم به خصوص بخش خصوصی از سازمان امور مالیاتی بودیم. من خودم به عنوان رئیس شورای گفت‌وگو که از سازمان نه از موضع نظارت، بلکه از موضع شورای گفت‌وگو برخورد سخت و جدی می‌کردم و می‌کنم، شاهد این بودم که بخش خصوصی در جلسات عدیده عموماً از سازمان امور مالیاتی تشکر می‌کردند، از جمله در آخرین جلسه ستاد اقتصاد مقاومتی که به ریاست معاون اول تشکیل شده بود. در عین حال که برخی از دستگاه‌های دولتی انتقادات بسیار جدی داشتند، اما از سازمان امور مالیاتی تشکر می‌کردند. اینکه شما وصول را بالا ببرید و همزمان رضایت فعالان اقتصادی را هم داشته باشید، ارزشمند است. قطعاً هم مدیریت جناب آقای تقوی نژاد در این قصه نقش مهم و مؤثری داشت و هم تلاش‌ها و کوشش‌هایی که مجموعه شما عزیزان در نقاط مختلف کشور داشتید، جواب داد و شاهد تشکر و قدردانی شخص آقای رئیس‌جمهور هم بودیم که چند بار هم به صورت شفافی تشکر کردند و من وظیفه خودم می‌دانم که به شما دوستان عزیز ابلاغ کنم و هم به صورت کتبی این موضوع منتقل شد، به خصوص که من کمتر دیدم آقای رئیس‌جمهور از دستگاهی تشکر و قدردانی کنند، اما از مجموعه وزارت اقتصاد این تشکر و قدردانی صورت گرفت. سازمان مالیاتی و گمرک هر دو عملکرد خوبی داشتند که من وظیفه خودم می‌دانم خدمت شما عزیزان بگویم و قدردانی کنم.

در حوزه طرح جامع که به نظرم مهم‌ترین پروژه کشور است، توفیق ما در حد بحث وصول درآمد نبود، من هم قائل به این هستم که تلاش‌های بسیار ارزشمندی صورت گرفت. اگر یکی دو سال به عقب برگردیم، یادمان می‌آید شدیداً نگران بودیم که شرکت‌ فرانسوی که روی نرم‌افزار کار می‌کند و قراردادش رو به اتمام است و دیگر حاضر نیست با ما قرارداد ببندد و سورس این برنامه‌ها را هم نداریم و دانش فنی آن نیز به ما انتقال پیدا نکرده است و ما هم در کشوری هستیم که مرتباً قوانین و مقررات آن تغییر پیدا می‌کند و اگر ما نتوانیم خودمان اصلاحات لازم را در این نرم‌افزار انجام دهیم، طبیعی است که با مشکل جدی مواجه خواهیم شد، خیلی از دوستان به ما توصیه می‌کردند از خیر نرم‌افزار بگذرید و تیمی بگذارید که کار را از نو شروع کنند و یک دوره چند ساله وقت بگذارند و یک نرم‌افزار بنویسند. امروز که خدمت شما هستم، خوشبختانه از همه این مراحل عبور کردیم. یعنی امروز دانش فنی آن به کشور انتقال پیدا کرده است و همکاران ما در سازمان امور مالیاتی این آمادگی را دارند که اصلاحات لازم را در این برنامه اعمال کنند. برخی از این بخش‌ها توسط همکاران خود ما نوشته شده است و اکنون قابلیت استفاده دارد. این یک موفقیت چشمگیر است، اما آیا نوشتن نرم‌افزار و اجرا و استفاده از این نرم‌افزار، معنایش این است که طرح جامع اجرا شده است؟ به نظر من پاسخ منفی است، یعنی اگرچه این یک قدم مهم و مؤثر است، اما کفایت نمی‌کند. ما باید به مرحله‌ای برسیم که بانک جامع اطلاعاتی هزینه و درآمد مؤدیان را داشته باشیم و ارتباطات این بانک با همه سامانه‌هایی که اطلاعات را در اختیار دارند، برقرار شده باشد و به خصوص با نظام بانکی کشور تراکنش‌های مالی و بانکی کاملاً برای سازمان امور مالیاتی شفاف و روشن در اختیار باشد. همچنین سامانه مدیریت ریسک، بتواند با بهره‌گیری از این اطلاعات، مؤدیان و اظهارنامه‌ها را ارزیابی کند، ریسک مؤدیان را تشخیص دهد و سازمان بتواند تمرکز خود را روی مؤیان پرریسک ببرد که در این صورت نیاز به پرسنل شدیداً کاهش پیدا می‌کند. ما اگر از سیستم‌های مکانیزه استفاده کنیم، دیگر کار ساده‌تر و راحت‌تر می‌شود و دیگر دلیل ندارد به بسیاری از پرونده‌هایی پرداخته شود که وقت و فکر و ذهن را می‌گیرد و باید برای وصول یک درآمد ناچیز هزینه سنگینی بشود و می‌توانید تمرکز را روی مؤدیان پرریسک ببرید. نه اینکه این کار نشده است، من خبر دارم سال گذشته چه مقدار برگ تشخیص قطعی برای این مؤدیانی که تا به حال پرونده نداشته‌اند، صادر و چه مقدار وصول شده است. اما ما هنوز با شکل ایده‌آل خود فاصله داریم.

یک چیز دیگری که ما کمتر به آن پرداخته‌ایم، اصلاح شیوه‌ها و روش‌های کار به گونه‌ای است که رابطه بین مؤدی و مأموران مالیاتی حذف شود. من می‌دانم و به همکاران خوبم در سازمان امور مالیاتی اعتماد و اعتقاد دارم و می‌دانم که جزو کارمندان شریف و افراد بسیار خوب هستند، اما به هر حال در هر نظامی و هر سیستمی، مادامی که امکان برقراری تعامل بین مأموران و کارمندان با مشتریان وجود داشته باشد، زمینه تعاملات ناسالم نیز فراهم است. یعنی افراد را به سمتی می‌کشاند که ممکن است این تعاملات ناسالم برقرار شود. این اصلاحات سیستمی مستلزم این است که بتوانیم این رابطه را قطع کنیم. یعنی پرونده مؤدی که مثلاً در شهر اصفهان است، در مشهد یا تبریز رسیدگی شود. وقتی سیستمی شد، دیگر مکان معنی خود را از دست می‌دهد و دیگر مؤدی و مأموران یکدیگر را نمی‌شناسند و امکان برقراری تعامل برای آنها وجود ندارد. این یک کار مهمی است که هنوز در این مرحله قدم‌های مؤثری را برنداشته‌ایم، اگرچه کارهای خوبی شده است. اگر بخشی از این درآمد اضافی ناشی از اجرای طرح جامع است، اگر این رضایت بیشتری که در بخش خصوصی و مؤدیان می‌بینیم و سراغ داریم، به خاطر اجرای این طرح جامع است، اما اعتقادم این است که توانمندی‌هایی که در شما و سازمان وجود دارد، از این توفیقات بیشتر است. نه اینکه بخواهم توفیقات را کم ارزش کنم، بلکه توانایی شما بیشتر است. اگر از همه این توانایی‌ها به صورت متمرکز استفاده کنیم، قطعاً می‌توانیم اهداف طرح جامع را به صورت کامل‌تر و در یک دوره زمانی کوتاه‌تر محقق کنیم. من خواهشم از شما عزیزان این است که همان طور که در عرصه وصول بیشتر موفق بودید، تلاش خود را به خصوص امسال، روی اجرای کامل‌تر طرح جامع متمرکز کنید و این را به عنوان یک وظیفه ملی و میهنی تلقی کنید؛ وظیفه‌ای که ما در قبال این مردم بر عهده داریم. مردم در صحنه انتخابات در شرایط بسیار سخت وارد شدند و برای ما پیغام می‌فرستند. وقتی آن روستایی برای من پیغام می‌فرستد و می‌گوید ببین من در شرایط بسیار سختی زندگی می‌کنم، فقر مطلق، اما از این یارانه گذشتم.آن هم در شرایطی که وعده‌هایی دادند و من و شما شنیدیم و می‌دانستیم و می‌دانیم قابلیت اجرا هم نداشت، اما نباید از یک فرد روستایی هم انتظار داشته باشیم که مثل ما تحلیل کند، او در عین حال که فکر می‌کرد این پول را به او پرداخت خواهند کرد، ولی از آن صرف‌نظر و به این دولت اعتماد کرد تا بتواند یک آینده بهتری را برای مردم فراهم کند. می‌خواهید برای مردم آینده بهتری بسازید و برای کشور عزت و کرامت و سربلندی بیافرینید، در این جبهه‌ای که هستید باید تلاش خود را به اجرا بگذارید. برای اینکه طرح جامع را پیاده کنید و مقاومت‌ها را بشکنید. طبیعی است که در هر سیستمی یک اینرسی در برابر تغییر وجود دارد، سازمان امور مالیاتی نیز از این امر مبرا نیست، کما اینکه من نیز مبرا نیستم. من هم عادت کردم با یک سبکی کار و رفتار کنم. وقتی می‌خواهیم آن را تغییر دهیم به طور ناخودآگاه و ناخواسته، مقاومت‌هایی وجود دارد؛ باید این مقاومت‌ها را بشکنید و با همان روحیه‌ای که فرزندان این مملکت به جبهه رفتند و شهید و جانباز شدند، این وظیفه خود را در قبال مردم انجام دهیم، چرا که مردم مکرر اعتماد نمی‌کنند. مردم مجدداً به این دولت اعتماد کردند، یعنی به نظام اعتماد کردند، بنابراین کاری نکنیم که خدای‌ناکرده مردم ناامید و دلسرد شوند. وظیفه من و شماست که سعی کنیم این طرح جامع را پیاده کنیم و در آینده یک سیستم مالیاتی داشته باشیم بر مبنای اطلاعات و بدون برقراری رابطه مستقیم بین مأموران و مؤدیان تا بتوانیم مالیات حقه را وصول کنیم؛ مالیاتی که عادلانه باشد.

این روزها شکایت‌هایی که می‌آید به ٢٥١ مکرر ارجاع داده می‌شود. حجم ارجاعات خیلی زیاد شده است. من هم از این شرایط راضی نیستم، اما چه باید بکنیم وقتی می‌بینیمبرای یک درصد بالایی از این ارجاعات،حکمی که هیئت ها صادر می‌کنند تعدیل است؛ تعدیل‌های جدی‌ای هم هست. این نشان می‌دهد ما هنوز در فرآیند رسیدگی مشکل داریم. این شکایت از هیئت‌های حل اختلاف زیاد می‌شود که به درستی رسیدگی نمی‌کنند.البته می‌دانم در سازمانی که ٣٣ هزار نفر پرسنل دارد، کافیست دو، سه نفر از این صحبت‌ها کنند. مثلاً به مؤدی گفته‌اند من جلادم، یا به مؤدی گفته‌اند تو باید این پول را تأمین کنی و کاری هم ندارم واقعاً سود داشتی یا خیر. من باورم این است که بخش عمده‌ای از حرف‌هایی که زده می‌شود نادرست است و البته رسیدگی هم کرده‌ام و واقعاً بخشی از آن نادرست است. حرف‌هایی زده می‌شود که واقعاً صحت ندارد، اما یک بخش کوچکی از آن هم اگر درست باشد، کفایت می‌کند که یک سازمان بزرگ و سازمانی که پرسنل آن تلاش و کوشش می‌کنند، نتیجه کارشان تحت‌الشعاع قرار گیرد. بنابراین باید کاری کنیم که فساد در سیستم به حداقل ممکن برسد. من هم می‌دانم که این فقط از طریق استفاده از سیستم‌ها و روش‌های نوین و استفاده از فناوری اطلاعات و اصلاح روش‌ها مؤثر است، از طریق بازرسی و کنترل نتیجه زیادی به دست نمی‌آید. همه تلاش خود را باید در این زمینه انجام دهیم. مردم باید بدانند که یک سازمان مالیاتی دارند که عدالت را رعایت می‌کند و مالیات را می‌گیرد، اما تعامل مثبت دارد. حال کسی هم شکایت کرده است و حرف بی‌ربطی هم می‌زند، اما همین که شما او را بپذیرید و با یک زبان خوب با او حرف بزنید و برای او توضیح بدهید نتیجه خوبی دارد. من هم موارد مشابه زیادی داشته‌ام، خیلی به من مراجعه می‌کنند. نماینده مجلس مؤدی را می‌آورد و خیلی هم معترض است، در عرضه چند دقیقه با او صحبت می‌کنم و هیچ کاری هم برایش انجام نمی‌دهم اگر حق با او نیست، اما راضی از پیش من می‌رود و می‌گوید همین که حرف مرا گوش کردید و به من تندی نکردید و به من لبخند زدید برای من کافیست. بارها و بارها این را به من گفته‌اند. شما باید حرف مؤدی را گوش کنید، اگر واقعاً درست می‌گوید وظیفه داریم که به او رسیدگی کنیم، اگر هم حرفش درست نیست، باید برای او توضیح دهیم و در نهایت یک رابطه صمیمانه با مردم داشته باشیم. اگر مردم بدانند یک سازمان مالیاتی کارآمد وجود دارد که به درستی بر مبنای اطلاعات رسیدگی می‌کند و تشخیص می‌دهد، اینباعث می‌شود که مقاومت در برابر پرداخت مالیات هم شکسته شود. اعتماد مردم به سازمان و البته مهم‌تر، اعتماد مردم به دولت و پولی که از آنها می‌گیرد درست و به جا هزینه می‌کند، این باور اگر در مردم ایجاد شود، که درست مالیات گرفته می‌شود و درست هزینه می‌شود و دیگر مردم مالیات را فشار تلقی نمی‌کنند، چه می‌شود که در کشور اروپای شمالی، دولت بیش از ٥٠ درصد جی‌دی‌پی را به عنوان مالیات می‌گیرد و شما اعتراضاتی از مردم نمی‌بینید، به این خاطر که به کارآمدی دولت و سیستم مالیاتی خود اعتقاد دارند. خوشبختانه این سرمایه در ایران در حال شکل گرفتن است، یعنی مردم و بخش خصوصی به سازمان مالیاتی اعتماد می‌کنند. اینکه در جلسات طی یک سال و نیم گذشته مکرر بخش خصوصی تعریف و تشکر و قدردانی می‌کند، بدین معناست که سازمان اعتماد می‌کند و این اعتماد زمینه را برای عملکرد مؤثرتر سازمان قطعاً در آینده فراهم‌تر می‌کند. بسیاری از دستورالعمل‌ها بهبود پیدا کرده است و ما در جلسات هیئت مقررات‌زدایی در خدمت همکاران شما بوده‌ایم و برخی از این دستورالعمل‌ها مثل دستورالعمل ماده ١٨٦ و بحث استرداد مالیات بر ارزش افزوده را اصلاح کردیم که تأثیر بسیار خوبی روی رضایت بخش خصوصیداشت. خواهشم این است که این مسیر را ادامه دهید. بهبود محیط کسب و کار یکی از راهبردهای اصلی ماست، اصلاً ما برای چه مالیات می‌گیریم؟ به خاطر اینکه می‌خواهیم وابستگی به نفت را قطع کنیم، زیرا کشوری که به نفت وابسته است، رشد اقتصادی بالا پیدا نمی‌کند و تولید در آن سرکوب می‌شود. هدف ما در نهایت تولید است، بنابراین وقتی مالیات می‌گیریم، این مالیات را به گونه‌ای باید بگیریم که کمترین فشار و زحمت را برای تولیدکننده و تولید فراهم کند. شیوه‌ها اصلاح شود، دستورالعمل‌ها اصلاح شود و رتبه ما در شاخص محیط کسب و کار ارتقا پیدا کند. اصلاً خوب نیست که ما رتبه صد و بیستم داشته باشیم. درست است که می‌گوییم از رتبه ١٥٢ به ١٢٠ رسیدیم و وضع‌مان ٣٢ رتبه بهتر شده است، اما واقعاً شایسته این کشور نیست که رتبه صد و بیستم را داشته باشد. در حالی که کشورهای همسایه ما رتبه هفتم و نوزدهم را دارند. حتماً باید یک وضعیت بهتری داشته باشیم. اعتقادم این است که این سازمان ظرفیت و توانمندی دارد و بهترین نیروهای ما هم به لحاظ توانمندی و هم به لحاظ سلامت خوشبختانه در سازمان امور مالیاتی تلاش می‌کنند و همین مسیری که آمده‌اید مسیر خوبی بوده است و باید سرعت بیشتری به این مسیر بدهید و تلاش بیشتری بکنید تا ان‌شاءالله در پایان امسال هم به لحاظ وصول درآمد و هم مهم‌تر از آن به لحاظ اجرای طرح جامع بتوانیم به طرح بهتری برسیم.

تلاش‌هایی دوستان در این زمینه انجام می‌دهند تا بتوانیم ارزیابی مجددی روی مجموعه طرح داشته باشیم. طرح جامع طرحی نیست که یک بار اجرا و برای همیشه تمام شود. طرحی که مرتب باید استمرار داشته باشد و ما سیستم مالیاتی را مرتب ارزیابی کنیم و برای وصول به شرایط بهتر و مطلوب‌تر مرتب باید برنامه داشته باشیم و این برنامه‌ها را اجرا کنیم. در حال حاضر نیز سازمان با برخی از مؤسسات معتبر بین‌المللی مذاکره می‌کند تا بتوانیم این مسیر را مورد ارزیابی مجدد قرار دهیم. من برای همه شما عزیزان آرزوی توفیق و سربلندی دارم و از همه تلاش‌هایی که در سال گذشته انجام دادید تشکر می‌کنم و امیدوارم که در پایان سال جاری و در سال‌های آتی شاهد وضعیت مناسب‌تری در سازمان امور مالیاتی باشیم و این سازمان همیشه یک سازمان پیشرو و پیشتاز در مجموعهسازمان‌های دولتی کشور باشد.

والسلام علیکم و الرحمت الله و برکاته